X
تبلیغات
نماشا
رایتل
معماری و شهر سازی
معماری و شهر سازی
templates for Your weblog List of Iranian Top weblogs
5 اردیبهشت 1385
روز معمار

روز معمار بر همه معماران و دانشجویان معماری مبارک

 

گروه خبری معماری پارس

برنامه همایش روز ملی معمار بدین شرح بود :

1- سخنرانی دکتر معمار ضیا ، استاد دانشگاه شیراز ،  پیرامون معماری و جامعه

2- سخنرانی مهندس جزایری پور ، معاونت فنی شهرسازی شهرداری شیراز ، پیرامون معماری و چالشهای آن در شهرداری

3- سخنرانی مهندس شجاعی فر ، دبیر همایش روز ملی معمار ، پیرامون مشکلات معمارهای جوان در ایران

4- اجرای موسیقی سنتی و پذیرایی

5- سخنرانی دکتر علی آبادی ، استاد دانشگاه شیراز ، پیرامون شناخت در معماری

6- سخنرانی مهندس عبد شاه ، مدیرعامل شرکت طرح آفرینان ایستا ، پیرامون معماری داخلی و دکوراسیون

7- پخش فیلم کوتاهی از سخنان استاد سید هادی میرمیران

 دکتر معمار ضیا با نام یگانه معمارهستی که جهان را در تعادلی پویا و تکاملی و برمبنای رابطه آفرید سخنان خود را آغاز کرد ، وی در ادامه چنین شروع کرد : من امیدوارم که روزهای معمار آینده پربارتر ، متحد تر ، هماهنگ تر و پرشور تر، هر سال بیش از سال پیش تشکیل بشود و باعث شود معماری مملکت ما، که در حالتی بسیار بهرانی و در حقیقت بی هویتی به سر می برد بتواند سامان پیدا کند و معماری ما در جهت شکوفایی تمدن ایرانی اسلامی و در جهت توسعه کشور عزیزمان گام بردارد ، امروز روز برزگداشت شیخ بهایی هم هست ، که شیخ بهایی از بنیانگذاران تفکر فلسفی معماری و مکتب اصفهان هست ، دکتر معمارضیا در سخنان خود به نشستی که نظام مهندسی به مناسبت روز معمار در ساختمان نظام مهندسی

معماری تنها حرفه ای هست که در عرصه فعلی مهندسی ، به اسم مهندسی هنوز نفس در معرفت می کشد

 شیرازبه صورت خصوصی و فقط برای مدعوین نظام مهندسی برگزار کرده بود اشاره کرده و در ادامه گفت : بگذار هزار گل بروید و بسیار جای خوشبختی است که این جلسات متعدد باشد و سالن اینجا گنجایش بیشتری را ندارد و برای ادغام با نظام گنجایش بیشتری نیاز بود ، البته خیلی هم خوب هست که جمع تخصصی جوانها هست و صحبتها هم باید جوان تر باشد ، وی در ادامه به چند نکته که معماران جوان باید  سالها روی آنها فکر و تحقیق و سامان دهی  کنند به صورت خلاصه اشاره کرد ، در ادامه به استاد محمد کریم پیرنیا که در حقیقت به معماری ایران عشق ورزید و درآن بهبوهه تحولات مدرنیسم در ایران به ریشه ها پایبند ماند اشاره  کرد و امروز بخش عمده ای از آنچه که ما از معماری گذشته داریم درمقطعی که معماری از سیستم ایرانی و سنتی استاد و شاگردی به سیستم مدرن دانشکده ای تبدیل شد، و در آن زمان کسی فکر ریشه ها نبود نتیجه زحمات استاد پیرنیا می باشد ،  به یادبود زحمات و تلاشهای ایشان برای زنده نگه داشتن ریشه های معماری ایران یادشان پاس داشته  شد.

معماری،  امروز معمار هست که حرف ایرانی بزند ، حرفی بزند که نیاز توسعه جامعه ایران باشد ، حرفی بزند که از خودش باشد و حرفی بزند که هویت ایرانی در آن باشد

 دکتر معمار ضیا یک معمار را فردی مسئول دانست که در تمام تاریخ ها و تمدنها در مقابل همه مسائلی که در مورد توسعه یک تمدن و یا یک کشور صورت میگیرد وظیفه داشته است . وی در ادامه افزود : ما از معماری مدرن غیر از چند اسم و چند کلمه کلیدی هیچ نمی دانیم ولی نکته  قابل توجه اینست که معماری غرب در پاسخ به نیازهای واقعی گسترش تمدنی که راه و رسم خودش را داراست مسئولانه عمل کرده ، واما این سوال مطرح می شود که ما در چه جایگاهی هستیم و چه جامعه ای داریم و برای توسعه کشورمان چه ایده هایی را باید بگذاریم ، آیا ما امروز رسیده ایم به آن مرحله ای که مثل اروپا اجازه دیوانه بازی داشته باشیم؟ یا اصلا ما در دورانی هستیم که بخواهیم پست مدرن کار کنیم ؟ آیا ما باید معماریمان را کپی بکنیم ؟ نه ، معماری همیشه مثل کشاورزی از زمین روییده ، با اقلیم روییده ، با فرهنگ روییده ، با نیازهای محلی روییده ، معماری،  امروز معمار هست که حرف ایرانی بزند ، حرفی بزند که نیاز توسعه جامعه ایران باشد ، حرفی بزند که از خودش باشد و حرفی بزند که هویت ایرانی در آن باشد ، حرفی بزند که در حقیقت معمارِ مسئول بزند و معمار، مسئول رشد و شکوفایی جامعه ای است که در آن خدمت می کند (نه فقط در مقابل کارفرمای پولدار) و معماری در مفهوم بزرگترش که روز معمار باید آن مفهوم را گرامی بدارد در ارتباط با جامعه هست.

دکتر معمار ضیا درخاتمه سخنانش چنین گفت : یک معمار که نمایی را در خیابانی بر پا میدارد، این نما فرهنگ سازی می کند ، با مردم صحبت می کند و یک معمار بر زندگی مردم تاثیر گذاری عمیقی دارد ، بنابراین معمار در جامعه بالا ترین مسئولیت را داراست ، این نمای شما با مردم حرف می زند ، اگر یک نما آشفته باشد تبلیغ آشفتگی می کند و اگر نمایی بی منطق بود تبلیغ بی منطقی می کند ونمایی که پرهزینه و بی عملکرد و خارج از فلسفه امروز ایرانی باشد تبلیغ هرج و مرج است که شاید باید مثل غرب آن روز اینگونه فکر کنیم که کمتر بیشتر است و به سادگی در ریشه های معماری ایرانی احترام بگذاریم ، معماری ما باید انسان محور باشد نه مشتری محور ، معماری امروز وارداتی نیست و نباید باشد ، من همینجا با کمال شهامت جریانات معماری که در مملکت و در برخی از مجلات معماری که اینها مجلاتی صرفا تجاری شده اند نفی می کنم ، شاید روز معمار بهانه ای برای بیان کردن این موضوعات باشد.

پس از خاتمه سخنان دکتر معمار ضیا از مهندس جزایری پور ، معاونت فنی شهرسازی شهرداری شیراز برای سخنرانی دعوت شد.

 

مهندس جزایری پور صحبت خود را اینگونه آغاز کرد : در خصوص مشکلاتی که مدیریت شهری با بحث معماری و بعضا شهرسازی دارد ، ساخت و سازهای شهری یکی از سرمایه های ملی هر کشوری به شمار می رود ، در نظام اجرایی کشور معمولا بوجه ها به دو قسمت عمده تقسیم می شود ، قسمت اول بوجه جاری کشور و قسمت دوم بوجه های عمرانی که از نظر میزان و مقدار رقم قابل توجهی را در بر می گیرد ، هر ساخت و سازی که می خواهد در

 هر سطحی شروع شود قبل از هر چیزی نیاز به یک طرح معماری دارد و بدون فعالیت معمار به نتیجه نمیرسد . در شهر ما شیراز چند سالی است که با سیستم کنترل طرح های معماری سعی بر این شده تا آنجا که ممکن است نظام ساخت و ساز شهری را به سمتی ببریم که از یک هویت اسمی برخوردار باشد البته در حال حاضر در اول راه هستیم .

معماران ما با قداست خاصی کار می کردند ، با یک اعتقادات خاصی کار می کردند ، در واقع با وضو به محل انجام کار می رفتند ، یعنی اینکه برای حرفه شان یک قداستی قائل بودند

 

 وی در ادامه چنین گفت : بحث اخلاق حرفه ای ، که متاسفانه در کشور ما مقداری مورد تهدید هایی واقع شده  است . معماری هنر است و هنر هم به نوعی آفرینش بزرگی هاست ، کسانی که نام هنر را بر زبان می آورند باید حریم بزرگی ها را هم پاس بدارند و حفظ بکنند ، در حدود چند صد سال هست که کشور ما هیچ گونه حرکت معماری قابل توجهی را نداشته ، اگر مقداری به این بحث دقت کنیم و آن را ریشه یابی کنیم ، میبینیم علاوه براینکه بحث اخلاق و تعهدات حرفه ای نادیده گرفته شده ما دچار کپی برداری هایی از جاهای مختلف دنیا شدیم ، کپی برداری هایی که نه تنها متناسب با آداب و فرهنگ ما نیست بلکه می تواند اشاعه فرهنگ نادرست و خطرناکی باشد ، برخی از صاحب نظران و منتقدان غرب بر این عقیده هستند  که طرح های معماری باید متناسب با مد پیش رود و قطعا اگر قرار باشد ما چنین تفکری را دنبال کنیم ارزشی در حد مد هم خواهیم داشت یعنی یک ارزش محدود زمانی ، مد زمانی می آید و می رود بدون آنکه پشت آن اندیشه و تفکری باشد در صورتی که میبینیم خیلی از معمارانی که  در کشور ما حضورداشتند و آثار بزرگی را خلق کردند همواره با تفکر و اندیشه دست به قلم می بردند، شما وقتی وارد عمارتی مثل پرسپولیس می شوید و وقتی وارد عمارتی مثل مسجد

متاسفانه در سطح جامعه حرفه ای بعضا دیده می شود که یک سری طرح های معماری ارائه می شود که شخصی که طرح را امضا کرده ، طراح طرح نبوده و این بیانگر یک نوع سقوط اخلاق حرفه ای است

 نصیرالملک می شوید حس می کنید این مکان ها با مکانهایی که قبلا رفته اید تفاوت دارد ، آیا تفکر و اندیشه ای که پشت مسجد نصیرالملک بوده است و تفکر و اندیشه ای که پشت مساجد دیگر شهر بوده یکی است؟ معماران گذشته کمتر دست به قلم می بردند و بیشتر در محل دستور می دادند ، معماران ما با قداست خاصی کار می کردند ، با یک اعتقادات خاصی کار می کردند ، در واقع با وضو به محل انجام کار می رفتند ، یعنی اینکه برای حرفه شان یک قداستی قائل بودند ، حالا ما جدا از تفکرات مذهبی بحثی داریم به عنوان رعایت اخلاق حرفه ای و پایبند بودن به یک سری ارزشها و به دنبال این ارزشها تفکر و در نهایت خلق آثار بزرگی که قطعا هر انسانی را تحت تاثیر خودش قرار دهد. عده ای دیگر بر این عقیده اند که معماری باید در فلسفه حل شود یعنی باید  دقیقا مفاهیم فلسفی تاثیر مستقیم بر معماری داشته باشد ، به نظر من صرفا با فلسفه با معماری برخورد کردن درست نیست چون قدرت خلاقیت و تفکر معمار را می گیرد ، در واقع باید معماری را متناسب با هر فرهنگ و اقلیم و جدای از کپی گرفتن از سایر اقوام و سایر کشورهای دیگر در نظر گرفت ، طرح معماری زائیده احساس، تفکر و خلاقیت یک معمار هست که بعد عینیت پیدا می کند . 5 اسفند ماه که روز

در کوتاه مدت تنها راه نجات هنر معماری از سقوط  ایجاد انگیزه برای معماران جوان است

 مهندس نام گذاری شده است توفیقی پیدا کردم در کنار تعدادی از مهندسین کشور جلسه ای را در خدمت مقام معظم رهبری باشیم ، به هر حال روز مهندسی متعلق به تمام گرایشها و تخصص های مهندسی هست ، مقام معظم رهبری نگاه خاصی را داشتند به رشته مهندسی ساختمان (عمران،معماری،شهرسازی) ، ایشان اشاره داشتند که متاسفانه علی رغم تمهیداتی که دولت به کار برده و هزینه هایی که می شود ، هنوز کشور در آن جایگاه ویژه که باید قرار بگیرد و در خور ایران هست قرار نگرفته .

 مهندس جزایری پور در خاتمه به این اشاره کرد که : همه اینها نشان دهنده این است که ما به هویت شهرها و فرهنگمان کمتر توجه کردیم ، ما از نظر فرهنگ ، تمدن ، مدنیت و تخصص از جمله کهن ترین کشورهای دنیا هستیم ، ما در کشورمان بزرگانی را داشتیم که امروزه دنیا به وجود آنها افتخار می کند ولی خودمان کمتر قدر آنها را می دانیم. متاسفانه در سطح جامعه حرفه ای  ما بعضا دیده می شود که یک سری طرح های معماری ارائه می شود که شخصی که طرح را امضا کرده ، طراح طرح نبوده و این بیانگر یک نوع سقوط اخلاق حرفه ای است ، سعی کنیم حرمت آن جامعه ای را که در آن قرار داریم حفظ کنیم ، بزرگترین مشکلی که جامعه معماری ما با بحث مدیریت شهری دارد بحث اخلاق حرفه ای و رعایت شئونات حرفه ای است ، مشکل دیگر اینست که نظارت بر اجرای طرح های معماری ضعیف است که قصد داریم امسال با ارائه یک راهکار و دستورالعمل بتوانیم نقش مهندسین معمار را در نظارتهای معماری پر رنگ کنیم و بیشتر مهندسین معمار را در این امر سهیم کنیم ، شما به عنوان کسانی که هنرمند هستید مسئولیت سنگینی را به عهده دارید ، کسی که در واقع اعتقاد دارد که من مهندس معمار هستم مسئولیتش بسیار سنگین است و هیچ تفکری ارزش پیدا نمی کند مگر آنکه آمیخته با هنر باشد .

 سپس محسن شجاعی فر ، دبیر اولین همایش روز ملی معمار شیراز به جایگاه دعوت شد ، وی با خیر مقدم گفتن به حاضرین و اساتید محترم و تبریک روز معمار به تمام معماران ایرانی سخن خود را آغاز کرد. مهندس شجاعی فر پس معرفی روز معمار و چگونگی ثبت این روزدرتقویم ملی ایران به طور خلاصه معماری امروزایران و مشکلات معماران جوان را ارزیابی کرده و راهکارهایی را ارائه داد.

وی در ادامه سخنان خود چنین گفت : معماری به رغم سابقه ای که در کشورمان دارد مورد بی توجهی قرار گرفته و این مسئله باعث شده معماران اهداف خود را فراموش کرده وجایگاه واقعی خود را از دست بدهند ، وقتی حرفه ای مورد بی توجهی قرار می گیرد صاحبان آن حرفه به تدریج به ناباوری می رسند ، شجاعی فر اقدامات تشویقی و حمایتی را یکی از اصولی ترین روشهایی دانست که می تواند موجبات توسعه هر نوع حرکت فرهنگی را فراهم سازد وخاطرنشان شد که اگر این حرکت فرهنگی در زمینه معماری باشد مساله بسیار مهم می شود و برای ارتقای معماری نیاز به حمایت همه جانبه دولت است. وی به این نکته اشاره کرد که مشکلات معماری در ایران تنها به اختصاص یافتن یک نام در کاغذهای تقویم به این شغل ختم نمی شود و صریحا به موازی کار کردن و کم ارتباطی و ناهماهنگی بین موسساتی که معماری ایران را زیر پوشش گرفته اند انتقاد وارد نمود و چهره شهر را اولین قربانی سیاستی که در قبال معماری در پیش گرفته شده است دانست .

وی در بررسی مشکلات معماران جوان به کمبود فضاهای دانشگاهی مناسب برای یادگیری معماری و در دسترس نبودن کتب و منابع اطلاعاتی معماری و مد نظر قرار نگرفتن دانش اساتید جدید برای استخدام در دانشگاه ها اشاره کرد و در کوتاه مدت تنها راه نجات هنر معماری از سقوط را ایجاد انگیزه برای معماران جوان دانست ، وی در خاتمه سخنان خود به این اشاره کرد که آنچه به نفع مردم ونیز خود معماران می باشد نگاهی به گذشته و وضعیت خود و جامعه و سعی در دستیابی به نوعی وحدت رویه در زمینه های نظری وعملی می باشد تا آنچه ارتقای معماری ملی می نامیم از صورت یک شعار ایده آلییستی به یک اتفاق خجسته تبدیل شود. 

سپس دکتر علی آبادی ، استاد دانشگاه شیراز سخنان خود را با شعری از مثنوی آغاز نمود و چنین گفت : هیچ رویکردی به هیچ مسئله ای بدون شناخت معنا ندارد ، شناخت هست که شما را متاثر می کند و تاثیر شما بالقوه امکان تاثیرگذاری آتی را فراهم می کند ، چطور ممکن است معماری را نشناسیم و توقع داشته باشیم طرحمان افراد را متاثر کند ، ذات نایافته از هستی بخش کی تواند که شود هستی بخش ، موضوع شناخت در معماری چه هست ؟ ما که هستیم ؟ چیزی درون خودمان گم نکردیم ؟ ذهن ما پر از سوال هست که ما کیستیم؟ ما چیستیم ؟ اساس سوال حرکت زای بشر همین هست ، سوال از"چیست" چطور می شود در چیستی معماری سیر نکرد و معماری را نشناخت و در آن حرکت کرد و معماری کرد ، اصولا در مباحث نظری شناخت از تفکر حاصل می شود ، فکر اولین نتیجه شعور بشری در مقابل تاثیر آن با عوامل بیرونی هست، آنچه را که از ذهنیت یاد می کنید نتیجه تقابل با عینیت است.

 نگاه به هنر امروز ، متاسفانه نگاهی تفنن آلود است ، اینکه قرار است تفننی در شئ معماری به وجود بیاوریم مثل سپردن کار مطربی به یک پیغمبراست پس از خاتمیتش

وی در ادامه سخنان خود چنین افزود : چه نوع شناخت و تفکری در ما به عنوان معمار حادث می شود که اساسا ما را قادر می کند به ساخت معماری ، برای کنش های شناختی مراتب مختلفی قائل می شوند ، یکی از این شناخت ها شناخت اصولی است که در مکتبی درس می خوانیم و درس به ما می دهند ولی در خلق یک اثر هنری کنش وجنسیت ذهنمان متفاوت است ، لحظه آفرینش هنری ادعای عجیبی است ، لحظه آفرینش معماری جنس دیگری از تفکر هست ، اینجاست که اگر نشناسید ، باور کنید به آن نمیرسید ، لحظه کیفیتی دیگر دارد ، آن چه نوع تفکری است از لحاظ علمی که بر ما مستولی می شود و ما را در اختیار خودش میگیرد و از من معمار اهل فکر معمار سازنده جادویی می سازد که یک تنه می تواند یک شهر را آباد کند و سالیان سال بازدید کننده ها را به آن بکشد ، چگونه می شود این کیفیت را درنیافت و در معماری ادعا داشت ، این موضوع سهل و ممتنع اصل ماجرای معماری هست ، نوعیت فکر شما ، نوعیت دال بر معلول نیست ، یک جور تقرب و یکی شدن است ، شما اصلا از شی تان جدا نیستید ، حتی ذاتی اضافی بر شما نیست ، شما یکی می شوید ، من با اثرم تولد پیدا می کنم ، با اثرم خلق می شوم و با اثرم به وجد میایم و فریاد می کشم و با اثرم ساخته می شوم و با اثرم پیر می شوم ، اثرتان را خراب کنند شما هم خراب می شوید ، اثری که به نتیجه نرسد شما را مستهلک می کند ، اثر" خود" شماست و به قول دکتر شریعتی "وقتی فردوسی شاهنامه را خلق میکند در اصل خودش را خلق کرده" شاهنامه چیزی جدا از فردوسی نیست و آن چیزی که همیشه در طول سبقت می گیرد اندیشه هست ، اندیشه ای که یکتنه فوجی از جمعیت را در برمی گیرد جنسیت فکر ما در هنر و معماری جنسیتیست حضوری است.

دکتر علی آبادی اساس اندیشه را معرفت و هنر را عاری از هر نوع ریایی دانست و چنین ادامه داد : به قول ابن سینا معرفت اساس عمل است ، من زندگی را معرفت می کنم و به اعتبار معرفتم زندگی می کنم ، زندگی من همان حالتی است که من معرفتش می کنم ، باقی آن وانمود است ، چگونه یک نفر می تواند یک شهر را تبدیل به ابدیت کند ، تاریخی رقم بزند که وقتی به آن نگاه می کنید در شیئیت معماری تمام مراتب وجودش کامل است ، دنیای مدرن در یک فرم و تابع گرفتار شده ، وقتی وارد مسجد شیخ لطف الله می شوید اصلا احساس نمی کنید که فضای باز ندارد ، مسجد امام هم به همین شکل ، چگونه رنگ را به خدمت می گیرد؟ در کارهای معماریمان سه رنگ را که با هم ترکیب می کنیم کار متلاشی است ، بی نهایت شکل و فرم را به خدمت گرفته اند ، خارج از تصور فرم و شکل به خدمت گرفته می شود ، نه فقط فرم و شکل ، در طول زمان کیفیت برای انسان زنده است .

وی در بین در سخنانش به این اشاره کرد که اگر می خواهید چیزی را خلق کنید اول در ذهنتان تمامش کنید ، باید همه عوامل سازنده آن در ذهنتان تمام شود ، بعد آن را خلق کنید ، زیرا خلق کردن یعنی نازل کردن ، اول در ذهن همه موارد را بسازید و وقتی کامل شد خلقتان آن را روی کاغذ بیاورید ، البته روی کاغذ سعی و خطا هم پذیرا می باشد . وی در ادامه سخنانش چنین گفت : دانستن معماری ، اگر معماری حل مساله معماری باشد که من و شما خیلی عقبیم ، آیا مساله معماری دو سوال داشت؟ فرم و عملکرد؟ مراتب وجود خیلی قوی هستند، شئ معماری یک شئ هنری است ، وقتی خلق می شود باید مکاشفه شود ، درست مثل یک بیت شعر حافظ ، در همدلی هست که شی در شما وارد می شود ، شی را می فهمید ، شی روی کاغذ متولد نمی شود و برای تولد خیال لازم است ، خیال سالم ، خیالی که بستر تولد شی را به تمام مراتب وجودش فراهم می کند ، خیال هست که می تواند جهان را در خودش مستتر کند.

دکتر علی آبادی در خاتمه سخنان خود به این نکته اشاره کرد که معماری تنها حرفه ای هست که در عرصه فعلی مهندسی ، به اسم مهندسی هنوز نفس در معرفت می کشد،  وی در پایان این گونه گفت : خوشا به حال شما معماران که به نظر من برگزیده اید . اول عشق ، دوم خیال ، خیالهایتان را از آنچه نباید خالی کنید ، خیال را از بایدها پر کنید ، خوب بشنوید ، ببینید و فکر کنید ، برای تعالی هیچ راه حل دیگری ندارید ، نگاه به هنر امروز ، متاسفانه نگاهی تفنن آلود است ، اینکه قرار است تفننی در شئ معماری به وجود بیاوریم مثل سپردن کار مطربی به یک پیغمبراست پس از خاتمیتش .

 سپس مهندس عبدشاه ، مدیر عامل شرکت طرح آفرینان ایستا ، که بخشی از هزینه های همایش روز ملی معمار شیراز را عهده دار شده بود به جایگاه دعوت شد ، وی درآغاز سخنانش از طرف خود و پرسنل شرکت ایستا فرخنده روز معمار را به جامعه فرهیخته معماران ایران مخصوصا معماران استان فارس تبریک و تهنیت گفت و خاطر نشان شد که امیدوار است این روز نقطه عطفی در اعتلای فرهنگ معماری کشورمان باشد وی در ادامه چنین افزود : ما از شهری صحبت می کنیم که لفظ پایتخت فرهنگی کشور را یدک می کشد ، آیا باید دید که در حد انتظار عمل می کنیم یا خیر؟ بحث فرهنگ معماری چیزیست جدا از آنچه اکثر معماران ما انجام می دهند ، برای یک هنر خوب اول نیاز به هنر شناسان خوب است تا به نقطه اوج هنر برسیم .

وی در سخنانش به فرهنگ سازی شرکت ایستا برای " معماری داخلی" قبل از توجه به بحث تجاری آن اشاره کرده و خاطر نشان شد که هر سبکی جایگاه خود را داراست به شرطی که هارمونی لازم حفظ شود مهندس عبدشاه در ادامه این سخن چنین گفت : آیا مردم ما از هنر چه قدر می دانند ؟ به ندرت مشاهده شده که عموم افراد جامعه برای هنر دنبال یک سبک خاص یا تفکر خاص بروند ، برای پایتخت فرهنگی بودن باید فرهنگ را هم به همان میزان بالا برد ، میدان های شهر ما چه قدر از هنرمعماری حرف دارند؟ در شهر شیراز طراح های بسیار خوب و با تجربه ای داریم ، چرا از این طراحان در طرح های شهری استفاده نمی شود ، میدانهای شهرما چه نمادهایی دارند؟ و من فکر می کنم مردم شهرمان مقام ، شعور ، شخصیت و ارزش شهرشان بیشتر از اینهاست و باید بیشتر کار کرد ، نمی شود با این تفکر که مردم چه فرهنگی دارند از

چهره شهر اولین قربانی سیاستی که در قبال معماری در پیش گرفته شده است

 فرهنگ سازی و حرکتهای فرهنگی متعالی جلوگیری کرد ، فرهنگ جامعه بالا هست ، باید به عموم مردم فرهنگ زیبایی را هدیه داد ، ما که نمی توانیم همه چیز را حذف کنیم که شاید فرد یا افرادی فرهنگ استفاده را ندارند.

وی در خاتمه سخنانش چنین گفت : من اصلا کاری به سبکهای سنتی ، مدرن ، پسن مدرن و ... ندارم ، هر سبکی جایگاه خود را دارد ، فقط هارمونی را حفظ کنید ، از بدترین رنگ برای دیوارهای شهر استفاده می کنیم ، من همیشه دوست داشتم در کنار رشته های معماری رشته معماری داخلی خود نمایی می کرد ، این جداست از بحث معماری ، سلیقه ای خاص می خواهد ، نحوه پذیرش دانشجو در سیستم دانشگاهی کشور به این شکل است که فردی با ریاضیات و فیزیک و ... خوب می تواند رشته معماری قبول شود ، ولی هر کسی نمی تواند دکوراتور خوبی شود ، من نمی خواهم بحث ارزشی کنم ، فقط واقعیت را ارز می کنم ، یک دکوراتور خوب باید بسیار دیده باشد و دارای سلیقه ذاتی بوده و برسد به جایگاهی که بتواند یک مکان را دکور کند ، واقعیت ها را باید پذیرفت و بر مبنای آن کار کرد و امیدوارم به جایی برسیم که شهری زیبا تر و مردمی با شناخت کافی از هنر داشته باشیم .

منبع: ماهنامه معماری پارس


عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
آرشیو
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 187832